چه باید کرد؟
میتوان به اختصار به دو دسته راهکار اشاره نمود. یکی راهکارهایی که ناظر به فردی است که از اسب افتاده ، و دوم راهکار هایی که دیگران و اطرافیان باید رعایت کنند.
عواملی همانند معنی زندگی، معنویت، توجه به ویژگیهای مثبت خود، عدم توجه به نگاه دیگران، ترجیح وجه نوع دوستی تا فردگرایی، کاهش عطش دیده شدن و شهرت، از راهکارهایی است که میتواند فرد رابه سلامت از وهله های افسرده وار گذر دهد.
در این شرایط بهترین کار «پیشگیری» است. برای پیشگیری گاهی خوب است خویشتن را در چگونگی شتاب شهرت و میزان توجه دیگران به خود را محاسبه، و به این موضوع فکر کنیم که همه اینها به زودی تمام می شوند. حتی اگر به این فکر کنیم که دیگران با انصاف و وفادار باشند، جسم ما به تدریج رو به سستی و افول میرود و هر آن، از طراوت جوانی ما کم میشود. عموما احساس ماندگاری و شاید حس جاودانگی مارا فریب خواهد داد و فراموش میکنیم که چه زود و چه دیر ، این موقعیتها تمام میشوند.
«محاسبه» و «ارزیابی» خود در مواقعی، مارا از دلهره آنی در زمینه ذهنی و روانی درامان میدارد. به همین دلیل است که افسردگی ناشی از افتادن از اسب و خارج شدن از کانون توجه، برای کسانی که عادت به ارزیابی خود دارند و موقعیتهای این چنینی را به عنوان «نعمت» و «فرصتهایی» برای خدمت بیشتر قلمداد میکنند، موضوعیت ندارد. این موضوع نشان میدهد که دلیل اصلی افسردگی، نوع نگاه غیر واقعی ما به زندگی است. «نگرش» مطلوب انسان به زندگی، قطعا مارا از اختلالات روانی دور می سازد.
همچنین، «معنویت» از جمله عوامل موثر در پیشگیری ونیز مقابله با رنجهای روانی است. در معنویت مسجد(منظور معنویت دینی) همه امور مادی و معنوی زندگی انسان در ارتباط با «خدا» معنا پیدا میکند. دراین نگاه، معنویت بی خدا وجود ندارد. همه گرایشهای فطری انسان در ارتباط با مبدأ هستی امکان بروز می یابند و رفتار سالم و مومنانه انسان را شکل میدهند.
اما کاری که دیگران میتوانند انجام دهند، تداوم «احترام» و نیز «توجه» به کسانی است که از قله شهرت و موقعیت های توجه آور فاصله گرفته اند. طبیعی است رها کردن شخصیت های برجسته، والدین سالخورده، هنرپیشههای قدیمی، ورزشکاران، بازنشسته ها، و دهها نمونه دیگر ممکن است موجب بروز افسردگی در آنان شود. وقتی افراد در هر موقعیت احساس کنند که به یکباره دور آنها خالی شده و مورد توجه و احترام قرار ندارند، امکان بروز واکنشهای افسرده وار در آنها زیاد است. راه این است که «ارتباط» خویش را با آدمهایی که روزی به دلایل زیاد مورد توجه بودهاند، حفظ کنیم و گاهی به آنها سر بزنیم و از آنها دلجویی کنیم. این رفتار هزینهای ندارد اما در شادابی افراد مورد توجه، سخت موثر است.